خاطره ای ازتدریس در روستا برای آموزش وپرورش خاش و دیدن سکس گاو

تدریس در آموزش وپرورش خاش آنهم در روستا خاطرات خاص خود را دارد که نوشتن بعضی از آنها خالی از لطف نیست.

در یکی از روزهای بهاری سال قبل در حالی که دبستان را به مقصد خانه ترک می کردم شلوغی وسر وصدای بچه ها توجه مرا به صحنه جلب کرد شاهد صحنه خنده داری بودم که تا به آن روز ندیده بودم والبته بسیار جالب وآموزنده بود خوب دیدن سکس گاو واقعا خنده دار است واز جنبه سکسی جالب. بچه های دبستانی واندک نوجوانان پسر ویک یا دو دختر که بر حسب اتفاق یا حس کنجکاوی نزدیک قنات روستا جمع شده بودند وهمگی می خندیدند

ماجرا از این قرار بود که یکی از زنهای روستا گاو ماده ای را برای آبستن شدن به نزدیک قنات آورد وقبلا هم با فرد دیگری از اهالی صحبت کرده بود تا او هم گاو نر را برای عمل لقاح یا همان سکس گاوی در موعد مقرر بیاورند وگاو ماده را آبستن کنند.

من هم بچه شهری سکس گاو ندیده منتطر دیدن لحظه طلایی شدم .زن گاو ماده را به درخت توت بزرگی بست و پس از مدتی شاهد ورود گاو نر سیاه رنگی به صحنه شدیم زن صاحب گاو نر /گاو را رها نمود گاو نر اندکی مکث نمود وبا دیدن انسانها هیچ کاری نکرد گویا او هم می دانست که نباید در معرض عموم سکس نماید ومکث طولانی گاو نر صاحب گاو ماده را به حرکت وادار نمود با حرکات دست وگفتن لغاتی گاو نر را به سمت جنس ماده سوق داد تا بتواند او را برای کار تحریک کند اما باز هم گاو نر کاری نکرد زن عصبانی شد وبا همان لهجه بلوچی که من هم معنای آنرا دانستم بچه ها را وادار به رفتن از محل نمود اما بچه ها نرفتند زن درخواست کرد تا لااقل ساکت شودند واین درخواست از طرف بچه ها اجابت شد.

پس از مدتی بالاخره گاو نر به هر دلیلی بود نزدیک گاو ماده شد ابتدا کاری نکرد ناگهان جهشی زد ودو دست خود را بر روی کمر گاو ماده انداخت بیچاره جنس ماده ترسیده بود با آنکه گردنش به درخت بسته بود به کناری رفت یا جا خالی داد وگاو نر موفق نشد ولی انگار میل سکس در گاو نر بیدار شده بود و دوباره حمله کرد وباز هم نا موفق بود.تکرار این صحنه خند ه های بلند بچه ها ونیش خند مرا به دنبال داشت پس از چند بارحمله بالاخره گاو نرآلت خود را نصفه ونیمه درون رحم گاو نمود ورها کرد باز هم خنده بچه ها ومن

این کار زن صاحب گاو ماده را عصبانی نمود وابراز داشت که این کار هنوز برای حامله شدن کافی نیست باز گاو نر را به ماده نزدیک نمود گاو ماده که دیگر با گردن بسته به درخت به سکس زوری تن داده بود مکث نمود وبا این مکث گاو نر بالا رفت واندک زمانی در بالای گاو ماده باقی ماند گویا کار تمام شده بود با جابجایی گاو ماده آلت گاو نر بیرون آمد ومقداری از منی به بیرون ریخت چه صحنه خنده داری بود بچه ها منفجر شدند بعضی ها ریسه می رفتند /می پریدند یا با اشاره به یکدیگر چیزهای را می فهماندند.

انگار صاحب گاو ماده با دیدن این صحنه متوجه شد که کار تمام شده است.گفت کافی است طناب گاو ماده را از درخت باز کرد وبا تشکر از صاحب گاو نر رهسپار منزل شد .

این خاطره ای بود از تدریس در روستا اگر خوب یا بد همش همین بود . دیدن سکس گاو خنده دار وجالب بود برای من. در روزهای بعد دانش آموزانی که مرا در محل قنات دیده بودند هر از گاهی می گفتند آقا گاو رو دیدی وبعد می خندیدند وبه کناری می رفتند.تا مدتها سوژه ی خوبی بود برای بچه تا اندکی بخندند وفراموش کنند مشکلات زندگی را.

/ 0 نظر / 2487 بازدید